جستجو در وبلاگ:


۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۴:۰۶

● لينک‌های همسایه


● لينک‌های ورودی
sbodyhob.hit.bg
emadd.com
mnsrjes.pe1.de
ondietlog.hit.bg
musewsa.v0r.org
justladywu.free.bg
mdtkfyla.keep.pl
missfitlz.free.bg
golodaemzi.geklappt.de
dhaertjs.hit.bg

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۷۶۰ بازديد
ديروز: ۱۶۹۰ بازديد
اين ماه: ۳۳۹۱۸ بازديد
از ابتدا: ۱۲۷۳۹۰۰ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۲۸ فروردين ۱۳۸۶ .
آرزو ی پرواز .

خسته ام

آرزو می کنم پرنده باشم

که کوچ کنم

 و آوازهای از یادرفته ام را بخوانم

...

با چشم های بسته ام                                    

به مقصد تو پرواز می کنم

 آواز جدیدی از بر دارم

                              ش.خ.ا(شاعر خودم است)

 

نکته مدیریتی اول: همیشه فردا ، بهتر نیست...از امروز هم لذت ببرین!

 

نکته مدیریتی دوم: خیلی وقتا باید یه چیزی از دست داد تا به چیز دیگری رسید ، مواظب باشیم برای به دست آوردن خوب، بهتر رو از دست ندیم!

 

روزانه یک: نگرانم ، نگران روزی که نیستم که اگه آب می خوان بدم دستشون! خیلی وقته .... دارم آهنگ ِ "غمگسار" همایون شجریان رو گوش می دم که بابا می یان توی اتاق و انگار که دنبال چیزی بگردن می رن سمت قاب عکسی که یکی از عکسهای من توش ِو می گن: این عکسو کی گرفتی؟ می گم: همین تابستونی که گذشت. قاب و عکسِ توش هدیه یاسمن ِ، یادتونه که اومده بود پیشم و ... میگن: بله یادمه و هنوز انگار توی اتاق کاری دارن که می رن جای من می شینن روبروی مانیتور و آهنگ رو زمزمه می کنن ...سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته است، تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری... میگن: برام بنویسش می خوام شعرش رو داشته باشم. بابا، یه ته صدایی هم دارن و وقتی همه جمع بودیم مثل، شمال رفتنها و باغ رفتنها، همیشه آهنگ های درخواستی با بابا شروع می شدن. مثل آهنگی که اون وقتا برای مامان پشت تلفن می ذاشتن : تا سرو گردنِ ناز تو پیدا می شه ی منوچهر و اونوقت همه نگاه ها به سمتِ مامان می چرخید،مامان و بابا، با هم، هم محل بودن و این آهنگ کلی براشون خاطره داره ...
ساعت از 12 گذشته و تقریبا همه خوابیدن، از اتاق میام بیرون و می بینم، بابا دارن برای مامان حافظ می خونن هر دوشون عینک هاشونو زدن و هردوشون نگاهشون به فالِ شونه... نگاهشون می کنم که چقدر با اونوقتا فرق کردن، اونوقتایی که نمی دیدمشون و فقط از کنارشون رد می شدم، یا با خودخواهی از توی تختم، داد می زدم که بااابا... تشنه ام،می شه برام آب بیارین و بابا از خواب بلند می شدن و برام آب می آوردن بدون هیچ عذر و بهانه ای ...
این روزها نگرانشونم، هر دوشون قند و چربی خون دارن و شکسته تر شدن ...می دونم که دیگه نوبت من ِ تا حواسم بهشون باشه، اما نمی دونم منم می تونم اونطور بی توقع، یک شب از خواب بلند بشم و براشون آب ببرم ...
مریم مامهر

 

روزانه دو: بعضی از روزهام و حتی فرصت هام رو به امید روزها و فرصت های بعدی از دست دادم و حالا که نگاه می کنم می بینم  آینده ام اون چیزهایی رو که می خوام نداره... اولش که نمی دونستم ، نمی دونم چطور شد..اما می دونم هنوز فرصت دارم اما اینبار باید از تنبلی کم کنم به حرکتم اضافه کنم.

روزانه سه:کلی سربسرم می ذاره می گم تورو خدا... عصبانی می شما...می خنده و به اذیتش ادامه می ده می گم انگار بدت نمیاد عصبانی شم..می خنده می گه یکمش ، بد نیست!

ویش: خدایا به همه تنبلا کمک کن ، که از جاشون بلند شن.آمین!

فال فندق:

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

                                                    حافظ

 

حرکت می کنین؟ (۱۴) ساعت ۲۲:۱۲ لينک
۲۴ فروردين ۱۳۸۶ .
اتفاق .

از تو دیگر مرا گریزی نیست

بی تو دل دشت لاله خیزی نیست

پشت این شعرها به جان غزل!

جز تو معشوقه ای، عزیزی نیست

شعر بی تو به غیر تصویری

رنگ و روفته روی میزی نیست

فرض کن سال بی زمستان است

یا خزان فصل برگریزی نیست

عاشقی  عادتی غریزی نیست

ماه را نصف می کند این عشق

کندن بیستون که چیزی نیست

پیش سنگینی غم عشقت

کوههای جهان پشیزی نیست

ای دل من! دوباره راهی تا

آبروی مرا بریزی نیست!

                                  مرتضی کردی –زرند

 

نکته مدیریتی:توی دوستی هاتون معامله نکنین ، اما اگه دیدین طرف معامله کرد ، مثل خودش رفتار کنین!!

 

روزانه یک: خوشا به حال اونهایی که به اونی که من نرسیدم رسیدن! L

 

روزانه دو: بدم میاد وقتی توی کارها و تصمیم گیری های کوچیک که ربطی هم به من نداره نظر منو می خوان ولی توی تصمیم گیری های بزرگ تر که مستقیما با خودم در ارتباطه بدون حتی هماهنگی با من اون کار انجام بشه!

 

روزانه سه: سال گذشته توی محل کارم ، عده ای رفتند (یا اخراج شدند یا به دلخواه رفتند) وقتی می خوام از اونها اسم ببرم می گم : مرحوم فلانی... دیروز به دوستام گفتم ، منم که رفتم می شم مرحوم مهستا!!! البته کِسی باورش نمی شه بسکه گفتم می رم و نرفتم، خداکنه امسال تا شهریور برم.

 

روزانه چهار: آليس گفت: "باورم نمی شود!"

ملکه با تاسف گفت: "باورت نمی شود؟ دوباره سعی کن. نفس عميقی بکش و چشم هايت را ببند."

آليس خنديد: "فايده ای ندارد، به زحمتش نمی ارزد. آدم نمی تواند چيزهای غير ممکن را باور کند."

ملکه گفت: "به جرات می گويم دليلش اين است که زياد تمرين نداری. وقتی من سن و سال تو بودم، روزی نيم ساعت اين کار را می کردم. گاهی حتا پيش از صبحانه، حدود شش چيز غيرممکن را تصور می کردم."

 

وقتی آدم جرات خيال پردازی را داشته باشد، معجزه های زيادی رخ می دهد. مشکل اين است که مردم هيچ وقت چيزهای غيرممکن را تصور نمی کنند. از اینجا

 

فال فندق:

مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست

می کنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم

                                       حافظ

 

خیال پردازین؟ (۱۲) ساعت ۱۱:۲۸ لينک
۱۷ فروردين ۱۳۸۶ .
هوای تو .

آسمان آبی

به درون می آید

و من از هر ابری

تکه ای بر می دارم

                              پرقو،پرغاز،پرمرغ دریا

خانه ای خواهم زد

                              از سپیدی،پاکی

سقف آن مهتاب است

پنجره ها از نور

پرده ها از گل یاس

فرش از مهر،رنگ از شور

                             همه اسباب از عشق

                                                        و هوایی از تو

                                                                                  رز سفید

نکته مدیریتی:گاهی تعلل بد نیست، مثل موقعی که می خواین از یه تصمیم خوب برگردین!

 

روزانه یک: اینجا به امروز( تولد پیامبر اکرم (ص) ) می گن مولود نبی، بعضی از خانواده ها هم مراسم تولدی می گیرن و شیرینی پخش می کنن. عیدتون مبارک.

 

روانه دو:با اینکه رنگ مشکی رو دوست دارم اما وقتی اینجا با مشکی می نویسم انگار غمگین می شم!

روزانه سه:همیشه فکر می کردم اگر یکی حرف درشتی زد حتمن جوابش می دم ، اما سال جدید تصمیم قاطع دارم جواب ندم! بسکه جواب دادن ، سوءتفاهمش شدیدتره!

 

روزانه چهار:متوجه شدم وقتی درمورد یه مسئله ناراحت کننده زیاد فکر می کنم ، بیشتر به زوایای ناراحت کننده تری می رسم و افسرده تر می شم.فکر نکنم بهتره ها.

 

روزانه پنج: این چند روزی که ای دی اس ال دارم از سر کار که می رسم خونه تا قبل از خواب پای اینترنتم...بی جنبه!

 

عروس+مادرشوهرو غیره..بفشارید

 

فال فندق:

مرا که نیست راه و رسم لقمه پرهیزی

چرا ملامت رند شراب خواره کنم

                                  حافظ

 

خانه زدین؟ (۱۶) ساعت ۱۹:۳۴ لينک
۱۴ فروردين ۱۳۸۶ .
تماشا .

بس که چشمان تو چون آینه زیبا شده بود

دل من تشنه یک جرعه تماشا شده بود

چه صفا داشت شب آمدنت کوچه ی ما

که به آهنگ قدم های تو غوغا شده بود

آسمان آینه ای بود که چون ماه ، تمام

عکس روی تو درآن آینه پیدا شده بود

آمدی ای همه زیبایی و با آمدنت

یک در تازه به تنهایی من واشده بود

اشک بود و گل و لبخند و غزل بود و نگاه

دل من هر چه که می خواست مهیا شده بود

چشم من بود که آن شب-شب رویایی عشق-

با تماشای تو لبریز تمنا شده بود

                                                    جبار رضایی-باغملک

 

نکته مدیریتی:همیشه وقتی داری از دستش می دی، قدرشو می دونی. فکر کن الان اونموقع است، قدر بدون!

 

روزانه یک:بیست روز تعطیل بودم، اما دیروز به مامان خانم گفتم ، کاش یه دو هفته تعطیل می بودیم!!!

 

روزانه دو: شروع تعطیلات برابر بود با آمدن عزیزام و پایانش برابر بود با رفتنشون! خوبه همین ایرانن، وای اگه اون ورا بودن....

 

روزانه سه:دیروز وقتی همه رفته بودن و من باز شدم تنها دختر مامان و بابام ، گفتم آخیش بازم شدم عزیزترین!!!

 

روزانه چهار: چهارم عروسی یکی از همکارهام بود، ساعت دو نیمه شب در حالیکه پسرعمه داماد اونو قلمدوش کرده بود ، داماد می افته و شب عروسی رو تا صبح در اتاق عمل جهت گچ گرفتن دست سپری می کند!

 

روزانه پنج:نگرانم ، استرس دارم ، غمگینم ، افسرده ام... دلتنگم!  مربوط به بهاره؟ اما اینجا تابستون اومده که!!!!؟

 

روزانه شش:روز اول بعد از تعطیلات رو که خوب نیومدم! وای به حالم!

 

 

فال فندق:

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است

 

تعطیلات تمام شد! (۱۳) ساعت ۲۱:۴۹ لينک
۰۱ فروردين ۱۳۸۶ .
عید عید عید .

دوباره بوی غزل های ناب می آید

صدای زمزمه آفتاب می آید

بهار می چکد از سقف آسمان انگار

 مگر به چشم من آرام و خواب می آید؟

به روی پای خودم بند نیستم امشب

عروس آینه ها بی نقاب می آید

دوباره با من و شعرم رفیق خواهد شد

کَسی که از طرف آفتاب می آید

به روی شانه بریز آبشار گیسو را

به شانه های تو این پیچ و تاب می آید

بخند هلهله کن بهانه خوبی است

که از دهان تو بوی گلاب می آید

                       خدابخش صفادل

 

 

نکته مدیریتی: چهره خوشگل با اخلاق تلخ، ناجوره، شیرینش کنین روز عیدی!

 

روزانه یک: موموی گلم می گه بابا به نیت چارده معصوم چارده تومن عیدی داده ، منم تندی می گم ، پس من  به نیت یگانگی هزار تومن عیدی می دم!

 

روزانه دو: می خوام یه خاطره بگم از دو سه ساعت پیش نمی دونم بگم دیشب یا امشب ... می گل می گه واسه خاله آب قند بیارین!!!

 

روزانه سه : دو تا ماهی عید گرفته بود پسر ، ماهی سوم رو از تنگ مامان بزرگم ، مامان گذاشته بود کنار دو تای قبلی ، گلچه ، تندی اومد و گفت: ماهی ها زاییدن!

 

روزانه چار:از حافظیه زنگ می زد، فال گرفته بود می گم خوب بود؟ می گه آره توش مژده و اینا داشت!

 

روزانه پنج: سحره الان... عیدتون مبارک.سالتون پر از سلامتی باشه.

 

چهارخانه: خدایا عیدی ها رو زیاد بگردان.

 

فال فندق:

صبا تو نکهت آن مشکبو داری

بیادگار بمانی که بوی او داری

                               حافظ

 

عیدی دادی؟ (۱۵) ساعت ۰۵:۰۶ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
داستان
فتوبلاگ

هوای پریدن آبی بود.
شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

پرهای پرواز دستان توست

عاشق که باشی

هوای پریدن آبیست

عاشق تر که شوی

محو می شوی

دوست داری بیشتر راه بروی

کنار روحی که فراز ابرهاست.

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
mahasta14@gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:

© Copyright weblog 2003