بس که چشمان تو چون آینه زیبا شده بود
دل من تشنه یک جرعه تماشا شده بود
چه صفا داشت شب آمدنت کوچه ی ما
که به آهنگ قدم های تو غوغا شده بود
آسمان آینه ای بود که چون ماه ، تمام
عکس روی تو درآن آینه پیدا شده بود
آمدی ای همه زیبایی و با آمدنت
یک در تازه به تنهایی من واشده بود
اشک بود و گل و لبخند و غزل بود و نگاه
دل من هر چه که می خواست مهیا شده بود
چشم من بود که آن شب-شب رویایی عشق-
با تماشای تو لبریز تمنا شده بود
جبار رضایی-باغملک
نکته مدیریتی:همیشه وقتی داری از دستش می دی، قدرشو می دونی. فکر کن الان اونموقع است، قدر بدون!
روزانه یک:بیست روز تعطیل بودم، اما دیروز به مامان خانم گفتم ، کاش یه دو هفته تعطیل می بودیم!!!
روزانه دو: شروع تعطیلات برابر بود با آمدن عزیزام و پایانش برابر بود با رفتنشون! خوبه همین ایرانن، وای اگه اون ورا بودن....
روزانه سه:دیروز وقتی همه رفته بودن و من باز شدم تنها دختر مامان و بابام ، گفتم آخیش بازم شدم عزیزترین!!!
روزانه چهار: چهارم عروسی یکی از همکارهام بود، ساعت دو نیمه شب در حالیکه پسرعمه داماد اونو قلمدوش کرده بود ، داماد می افته و شب عروسی رو تا صبح در اتاق عمل جهت گچ گرفتن دست سپری می کند!
روزانه پنج:نگرانم ، استرس دارم ، غمگینم ، افسرده ام... دلتنگم! مربوط به بهاره؟ اما اینجا تابستون اومده که!!!!؟
روزانه شش:روز اول بعد از تعطیلات رو که خوب نیومدم! وای به حالم!


فال فندق:
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است