یک سبو پر از شادی
خرج کن که مهمانم
ابر نقره افشان شو
تا چو تاک بار آور
پیش دست و دل بازان
دست و دل بیفشانم
یک چمن صفا داری
باز کن به رویم در
بر بساط گل بنشین
در کنار بنشانم
لحظه های امروزم
شاد باد و رنگین باد سیمین بهبهانی
روزانه یک: تاریخ پست قبلی 19 فروردینه خودم هم تعجب می کنم داره می شه یک ماه اووووووه .
روزانه دو: امروز روز معلمه... امسال یک معلم به معلم هایی که باید بهشون تبریک بگم اضافه شده...البته هدیه اش رو هفته ی پیش گرفته ولی امروز می گه اون قبول نبود و باید امروز یه هدیه دیگه بدی!
روزانه سه: به مامانم تلفن می زنم و روز معلم رو بهش تبریک می گم به مامانم که هم معلمه و هم معلم خودم بوده. مامان گلم روزت مبارک
روزانه چهار: یکی دوتا از کارهام رو شروع کردم یه برنامه کوتاه مدت هم دارم که تا آخر اردیبهشت باید بهشون برسم. امیدوارم فردا هم یکی دیگه اش تکمیل بشه و بفرستمش هوا! خدایا مرسی.
روزانه پنج: حدود 45 سال داره منو که می بینه می گه بهت می خوره 23 داشته باشی... و پشتش اضافه می کنه مگه به من بیشتر از 25 میاد؟ ( به هر حال ازش خوشم میاد )
روزانه شش: هوا داره گرم می شه و با اینهمه شیراز داره قشنگتر می شه...یادم میفته به اردیبهشت سال قبل...
روزانه هفت: مرتب تلفن می زنم محض احوالپرسی دوست دارم.
روزانه هشت: به دوستی قدیمی زنگ می زنم ده ماهی هست با هم تماس نداریم...تولدشه... می گه من شمارت رو نداشتم برات زنگی بزنم می گم تو که مسیج زدی می گه خوب آره می خواستم شمارت رو بگیرم!!!! ( خطش بزنم خیالم راحت بشه؟ البته الانم راحته : پی)
زندگي نوشيدن قهوه است
گروهي از فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگي و رسيدن به موقعيت هاي خوب كاري و اجتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعي آن ها خيلي زود به گله و شكايت از استرس هاي ناشي از كار و زندگي كشيده شد. استاد براي پذيرايي از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع قهوه خوري هاي سراميكي، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند. پس از آنكه همه براي خود قهوه ريختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه همگي قهوه خوري هاي گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آنها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سيني باقي مانده اند. البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است. سرچشمه همه مشكلات و استرس هاي شما هم همين است. شما فقط بهترين ها را براي خود مي خواهيد. قصد اصلي همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوري هاي بهتر را انتخاب كرديد و البته در اين حين به آن چه ديگران برمي داشتند نيز توجه داشتيد. به اين ترتيب اگر زندگي قهوه باشد، شغل، پول، موقعيت اجتماعي و ... همان قهوه خوري هاي متعدد هستند. آنها فقط ابزاري براي حفظ و نگهداري زندگي اند، اما كيفيت زندگي در آنها فرق نخواهد داشت. گاهي، آن قدر حواس ما متوجه قهوه خوري هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمي فهميم. پس دوستان من، حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جاي آن از نوشيدن قهوه خود لذت ببريد.( از یک ای میل ) ((البته برای من اکثرا نصف لذت خوردن از همون فنجونشه!))
لینکانه: برترین وبلاگ ها ......
فال حافظ:
دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت
ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتیکه در مانی حافظ