جستجو در وبلاگ:


۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۲

● لينک‌های همسایه


● لينک‌های ورودی
brsdtue.strefa.pl
sbodyhob.hit.bg
emadd.com
mnsrjes.pe1.de
ondietlog.hit.bg
musewsa.v0r.org
justladywu.free.bg
mdtkfyla.keep.pl
missfitlz.free.bg
golodaemzi.geklappt.de

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۷۶۲ بازديد
ديروز: ۱۶۹۰ بازديد
اين ماه: ۳۳۹۲۰ بازديد
از ابتدا: ۱۲۷۳۹۰۲ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۲۸ خرداد ۱۳۸۴ .
Bتاب .

دارد دلمشمع

برای تو

بی تاب می شود

آرام

شمع حوصله ام

 آب می شود

                                            ح.ایران نژاد

 

امروز سر یه کلاسی بودم استاد محترم ( که انصافن درست درس می داد و می دونست چی می خواد بگه) به جای wire که تلفظش وایر ه می گفت ویر! و به جای facet میگفت فیست (با کسره روی ف و سکون روی سین!) چه فشاری به خودش می آورد!

 

یادم افتاد دانشجو بودم و یه سال توی یکی از همایش های رشته مکانیک اسم من رو خوندن که برم روی سن ، مجری برنامه وقتی گفت اسمم رو می خواست بخونه به زحمت روی حرف ه ساکن گذاشت و خوندش . یادش به خیر!

 

امروز مثل خیلی از شنبه های دیگه صدها گاو در کارخانه ما وضع حمل نمودند و من در کمال تعجب با بردباری همه رو بی خیال گذروندم! ماشالا چشم خودم نزنم انگاری نکته های مدیریتی ها به خودم هم اثر کردند. آفرین مهستا تو موفق می شی.

 

نکته مدیریتی: همیشه هر اتفاقی که می افته یه لبخند بهش بزنین….روی خوشش رو نشون می ده!

 

 

راستی می دونین که شعرا می گن:

هر که در این بزم مقرب تر است     جام بلا بیشترش می دهند

 

 

 

جام بلا خوردین؟ (۳۱) ساعت ۲۱:۲۶ لينک
۲۴ خرداد ۱۳۸۴ .
آفتاب .

چتر می شوم

تا هیچ بارانی

هراسانت نسازد

باد می شوم

و زیر هرم آفتاب

خنک به گونه هایت می وزم

مهتاب می شوم

و روشنای شبهای تاریکت می شوم

.

.

.                                                          ش.خ.ا

 

...زهیر به عربی یعنی بیش از حد تابناک ، مرئی ، ظاهر ، چیزی که نمی توان نادیده اش گرفت.چیزی یا کسی که وقتی برای اولین بار با آن ارتباط پیدا می کنیم  ، کم کم فکر ما را اشغال می کند ، تا جایی که نمی توانیم به چیز دیگری فکر کنیم. این حالت را می توان سلامت دانست یا جنون...............................کتاب زهیر

کناب زهیر رو توی یه کتاب فروشی دیدم باورم نشد چون درمورد ممنوعیت ادامه پخش اون توی روزنامه خونده بودم با ذوق کتاب رو خریدم و سری خوندمش... مثل تمام کتاب های پائول و کوئیلو اسم قشنگی داره که معمولا با متن و کل داستان همخونی گنگی داره به وسط کتاب که رسیده بودم دلم می خواست زود تموم بشه و من یه بار دیگه از اول بخونمش.... کتاب که تموم شد ... نمی گم چطور تموم شد اما شاید تفاوت فرهنگ هم نتونه دلیل قابل قبولی واسه پایان کتاب باشه...

 

نکته مدیریتی: هروقت شارژتون تموم شد خودتون رو به برق درستی وصل کنین هرچیزی که یه بار آدمو شارژ می کنه شاید بار دوم این توانایی رو نداشته باشه!

 

هواشناسی : هوا بسیار گرم است اما هنوز قابل تحمل است!!! برای دلداریه ها.

 

نمایشنامه زیر بین دو مهندس برگزار شده است!

مهندس شیم: الو سلام

مهندس میم :سلام

مهندش شیم :ببخشید من برنامه ی "اک سس " رو باز می کنم اما هیچ کدوم از منو های بالا فعال نیستن ..

مهندس میم که از اطلاعات مهندس شیم کاملا باخبر است فرض های متفاوتی می زند و اورا می راهنمایاند اما همچنان منوها غیر فعال می باشند.

مهندس میم : یه وقت "پس ورد" نذاشتین براش ..."رید اونلی" بشه؟

مهندس شیم:...ا نه رفتم "تیک " مربوط به "رید اونلی " اش رو برداشتم!!!

مهندس میم در حالیکه دارد شاخ در می آورد بدون فکر به این نتیجه می رسد که در برنامه "اک سس" هیچ "تیک" ای نیست که با برداشتن یا گذاشتن آن خاصیت " رید اونلی " ایجاد شود بنابراین می پرسد...

مهندس میم: "تیک" کجا رو برداشتین؟

مهندس شیم:رفتم از توی "دسک تاپ" روی آیکون "شرت کات آف اک سس " کلیک راست کردم و از توی "پراپرتیز " ، "تیک " مربوط به "رید اونلی " رو برداشتم.

همین!

 

خبر دارین شون پن ایرانه؟ اصلن می شناسینش؟ البته انگار اینجا بهش می گن شان پن....شاید هم پون شن!!بفشارید.

 

فردا جشن تولد مهیاره...مظلومترین پسر دنیا...از اینجا تولدش رو به خودش و مامانش و باباش تبریک می گم.

 

 

 

 

وات دو یو تینک؟ (۱۳) ساعت ۱۹:۰۷ لينک
۱۹ خرداد ۱۳۸۴ .
تا بيايي .

نگران نباش

تا بيايي

تمام گلهايي را كاشتيم

با اشكهايم

آب مي دهم

تا بيايي...

                                              ش.خ.ا

 

مي خوام سريع پست جديد بذارم نه فقط به خاطر پيروزي ايران كه به خاطر حضور سي خانم ايراني مصمم كه موفق شدند مثل ديگر تماشاچي ها بليط در دست بازي را هر چند از نيمه دوم ولي زنده ببينند...خبرهاش رو اين پايين مي ذارم.

ورود زنان به استاديوم و پيروزي تيم ملي مبارك...از پرستود

گزارش اقليت زنان از حضور در ورزشگاه آزادي...از نصيري

حضور زنان از ديد ديگر....بفشاريد.

چند خانم و يك دنيا انگيزه....بفشاريد.

 

ديشب بوشهر هم مثل همه جاي ايران بوبوق بوق بود! بعضي از لحظات يادم مي افتاد به كتاب كوري حالا ربطش رو نمي دونم! يا اينكه انگار از اون دور سرخپوست ها هيجان زده حمله مي كنن.عكس هاي خوشحالي بوشهري ها به دستم رسيده اما به دليل نبود امكانات در اينجا (!!!) نمي تونم فعلا بذارمشون ولي از عكاس عزيز متشكراتم.

 

راستي شما مي دونستين هر كسي كه صرع داشته باشه فلج مي شه؟ باور نمي كنين؟ دليلش رو هم من حالا مي گم اول صرع مي گيره بعد توي يه تشنج بدنش مي لرزه مي خوره به در و ديوار بعد نخاعش آسيب مي بينه بعد قطع نخاع مي شه بعدش فلج مي شه !!!!! تعجب نداره اينو يه نفر كه حداقل 24 سال سن داره و سه ساله داره كار مي كنه ......گفته!!! به عقلش شك نكنين اشكال از مليتشه!

 

 

خوشحالي نوشي....نوشي ايراني

عكس هاي آبچينوس....بفشاريد.

گزارش رويو....بفشاريد.

 

خوشحالين؟ (۱۳) ساعت ۱۰:۰۱ لينک
۱۷ خرداد ۱۳۸۴ .
صبح زود .

  صبح زود

 نسيم مي شوم

ملايم مي وزم

به خوابت

تا خواب ببيني

تنهاييت را دزديده ام

لبخند كه زدي

 مي روم

سبك

تا خوابت نپرد

                               ش.خ.ا

 

به قول آليس روزنامه ها را كليك مي زنم و تند تند از خبرهاي دوست نداشتني و آرام آرام از دوست داشتني ها مي گذرم ...بعضي ها را سيو مي كنم . براي آن ها كه مي توان تعريف هم مي كنم...اين يكي از هزاران كاري است كه مي توان با وب گردي انجام داد و ...

از انتخابات و حواشي حرف مي زنيم ، سه يا چهار نفريم و هركدام ماجرايي را كه شنيده و يا مثل من توي كليك هاي پيج ها خوانده و تعريف مي كنيم و شي متعجب و حيران به ما نگاه مي كند و زود لو مي رود كه حتي از قديمي ترين خبرها هم اطلاعي ندارد...مي خنديم و دو سه نفري مي گوييم كجاي كاري ايراني؟ ( توي پرانتز بگم منظورم اين نيست كه همه بايد هر خبري رو بدونن يا اگه ندونن ايراني نيستن...منظورم اينه كه يك بعدي نباشيم ، يك بعدي نباشيم بعضي ها كه اصلا ذاتا بي بعد هستند!)

 

دارم آرشيو وبلاگم رو به صورت كاملا نفتي بدون دخالت هيچ نرم افزاري منتقل مي كنم اينجا ...راه آسونتري بلدي نيستين؟

 

نكته مديريتي:اگر يه قضيه ناراحت كننده پيش اومد به جاي اينكه بگين چه بد چه بي ادب!....چه نفهم ! ....از اين به بعد بگيم چه جالب! چه مسخره! چه احمقانه...همين! تخفيف  كه بدهي ، بد بودن و ناراحت كننده بودن قضيه رو كاهش مي ده!

 

نمايشنامه اس ام اسي در يك پرده

فرستاننده:پسر

يه نفر مي ره دانشگاه رشته دامپروري مي خونه بهش مي گن:

-چي خوندي؟

طرف خجالت مي كشه بگه دامپروري مي گه:

-رشته دامپيوتر....گرايش پشم افزار

 

پ.ن.با عرض ارادت به همه ي خواننده هاي دامپروري و غيره!

 

شما چي خوندين؟ (۱۸) ساعت ۱۳:۲۲ لينک
۱۲ خرداد ۱۳۸۴ .
كمرنگ مي شود .

دلم را روي

قاصدك سفيد باغچه

سنجاق مي زنم

درد دارد

و با مهرباني با تو بودن را

برايش زمزمه مي كنم

به سوي تو مي آيد

تا دلتنگيم را

پاك كه نمي شود

كمرنگ كند.

                                       ش.خ.ا

 

ديروز براي تشكيل مجمع دانش آموختگان خليج فارس يه جلسه در دانشگاه برگزار شد و عده اي از همكلاسي هام رو اونجا ديدم اكثرا دوستايي اومده بودن كه گه گاه مي ديدمشون  و اون عده اي كه به ندرت مي بينمشون ديروز هم نديدم!خيلي چيزها تغيير كرده بود از حياط دانشگاه گرفته تا برخورد دانشجوها ....اما...يه عده اي كاملا چهرشون رو فراموش كرده بودم و وقتي مي ديدمشون انگار اين شخص رو قبلا توي فيلم ديده بودم...بعضيا بزرگ شده بودن بعضيا پير شده بودن و بعضيا بدون هيچ تغييري يا اصلا بچه تر مي زدن!!!چندتايي با بچه و خانواده بودن و چيزي كه عوض نشده بود بي ادبي بعضيا بود! تعجب مي كنم اكثرا دوستاني كه اونجا بودن شاغل هستن پس بايد آداب معاشرت اجتماعي بزرگتر از دانشگاه و كلاس درس و غير صميمانه تر از دانشگاه رو توي جامعه ي كاريشون ياد گرفته باشن...اما متاسفانه يه سلام مودبانه رو براي احترام گذاشتن به خودشون هنوز ياد نگرفته بودن....واقعا متاسفم براي انساني كه 4 يا 5 سال درس مي خونه و بعد سر كار مي ره و حالا بعد از حداقل يكسال كاركردن هنوز مثل بچه هاي دبستاني از سلام كردن خجالت مي كشه! البته بعضيا هم سلام نكردن مبادا باد به گوش همسرانشون برسونه!!!!

 

نكته مديريتي:به كسي كه حتي براي يه بار محبت هاي شما رو جبران نكرده ديگه محبت نكنين.

 

كاشكي براي  به دست آوردن يه چيز ارزشمند لازم نبود يه چيز ارزشمند ديگه رو از دست بديم.گاهي اين لازم از حالت معمولي خارج مي شه و براي به دست آوردن چيز جديد  تبديل به واجب مي شه.

 

گويش استان بوشهر در تمام مناطق فارسي محلي است....اين متن رو بخونين و اگه نظري دارين بگين ...از نظر من شايد تنها بعضي از روستاهاي اطراف بوشهر هستن كه ته لهجه لري دارن و بقيه به لجه ي ديگري صحبت مي كنن كه اصلا لري نيست....بفشاريد. كسي خانم رها ايزدي رو مي شناسه؟ لینک از رویو.

 

 

لغت نامه مهندسين در جلسات كارفرما...بفشاريد.
كمرنگ نمي شود!!! (۲۲) ساعت ۱۳:۴۴ لينک
۰۸ خرداد ۱۳۸۴ .
ترانه تولد .

یه مسیج برام فرستاد:کارخونه ای؟ گفتم آره عزیزم یک ساعت بعد پرسید خونه ای؟ گفتم نه هنوز. بهم زنگ زد و گفت برو ای میلت رو چک کن هرچی گفتم چیه جواب نداد فقط گفت رسیدی میلتو چک کردی بهم یه مسیج بزن ....رسیدم خونه میلمو چک کردم و این ای میل رو خوندم

به اين فكرنمي كنم كه چند سال پيش بود! به اين فكر نمي كنم كه حال و هواي مامانم نگراني هاي عالم رو به دل كوچولوم نشونده بود.به اين فكر نمي كنم كه گوشهاي كوچولوت رو با گوشواره پر از خون مي كردي .... به اين فكر مي كنم كه ظهر يه همچين روزي منو خواهر كردي. به اين فكر مي كنم كه دوست صميمي من و مامانم و حالا هم دخترام شدي. به اين فكر مي كنم كه حالا دو تا گوشواره ي خوشگل توي هر گوشت ميندازي.به اين فكر مي كنم كه اگه نمره ي همه ي انشاهات بيست بود براي اين بود كه بتوني اينقدر قشنگ شعر بگي. به اين فكر مي كنم كه با اينكه نمي تونستي خوب حرف بزني ولي منو صدا مي زدي كه حالا من وقتي مي خوام دخترام رو صدا كنم گاهي به اشتباه مي گم :"مهستا". خواهر گلم تو هنوز هم برام همون خواهر كوچولوي تخس و شيطوني كه بزرگ شدي و خوشبختي منو با وجودت كامل كردي

تولدت مبارك.خواهر به قربونت

ممنونم خواهر قشنگم...من از بدو تولد خواهرت بودم ولی تو با اومدن من خواهرم شدی!!! می دونم که روز تولدم پشت پرده ی اتاق قایم شده بودی و یواشکی از خدا می خواستی یه خواهر گیرت بیاد...که اومد....این روزها بهترین هدیه زندگی من سلامتی تو عزیز قشنگم....مامان و بابای مهربونم ممنونم ازتون....خدا سایه شما رو از سرمون نگیره...آمین.

 

 

مثل پروانه ای

بال می زنم به دور آسمان

نامم

ترانه ای در باد می شود

و در کوچه باغ بهار

درخت ها

به مژدگانی

شکوفه می بخشند.

                                          ش.خ.ا

 

نه خرداد هم تولد منه هم تولد مهستا دات کام

میگه تولدت مبارک....می پرم تو حرفش و می گم پنبه ریز ، نه مبارک....می خنده و می گه موافقم تولدت پنبه ریز.

 

تولد تولد تولدم پنبه ریز... (۳۲) ساعت ۲۰:۴۶ لينک
۰۶ خرداد ۱۳۸۴ .
پچ پچ شاپرك .

1-پچ پچ شاپرك و زمزمه بلبل مست

خبر از آمدن فصل بهاران دارد

به گمانم كه گلي چشم گشوده است به باغ

كه فلك باز چنين چهره خندان دارد

                                                               درويش بي نوا

 

2-نکته مدیریتی:همه چیزایی رو که بلدین به بقیه یاد ندین یه روز می رسه که یکی با همون شگردهای شما خودتون رو زمین می زنه (پهلوون کشتی گیری رو یادتونه؟)

 

3-نمایشنامه در دو پرده:

پرده دیروز:

خریدار:آقا می شه این کارتریج رو واسه من شارژ کنین؟

فروشنده:بله آقا اما کارکردنش پنجاه پنجاه هه ها...گفته باشم...

خریدار:مشکلی نداره آقا شارژش کنین

 

پرده امروز:

خریدار:آقا این که کار نمی ده

فروشنده:آقا منم عرض کردم پنجاه پنجاه هه...

خریدار:آقا شما گفتین پنجاه پنجاه اما این هیچی کار نمی ده!!!!!!!!!!!!!!

 

4-بعد از دوساعت بحث با شی ، می گه:این هفته دو روز تعطیله

منم می گم:این هفته نه  هفته دیگه...

...... بالاخره شی متوجه می شه و اقرار می کنه:امروز صب قرص هامو پس و پیش خوردم.

 

5-می گه توی بوشهر همه چیز اسم بندر روشه...مرغ فروشی بندر...ساندویچ بندر...من ادامه می دم زینال بندری... دختر بندری...با آخریش که مشکلی نداره؟ می خنده می گه  تسلیم.

 

6- سه شب و سه روز با منصور کنار فرمون و کنار کامپيوتر...بفشارید.

7- ملاقات با ابی زير آفتاب...بفشارید.

8-علی رضا دبیر...بفشارید.

9- گفتگو با لاله صديق، قهرمان اتومبيلرانی ايران...بفشارید.

 

گلي چشم گشوده است ؟!!! (۱۵) ساعت ۱۵:۵۹ لينک
۰۲ خرداد ۱۳۸۴ .
تکیه گاه .

آسمان چشمهای من

بهترین مجال

برای چیدن امید

دستهای کوچکم

عزیز من!

تکیه گاه روزهای خستگی

خنده های روشنم

التیام لحظه های دلشکستگی است

بخند

بیشتر بخند

آی ماندنی ترین شکوفه ام.

 

نکته مدیریتی اول : با پنبه سر ببُرین!!! شاید دلتون نیاد ولی وقتی ببینین بقیه با نخ آروم آروم سرتون رو می بُرن "هیچ باکیشون هم نیس" شما هم با پنبه سر می بُرین!

 

نکته مدیریتی دوم:نردبون هیچ کی نشین...آخرش با یه تی پا هلتون می ده عقب و خودش رو ابرها سیر می کنه.

 

هواشناسی بوشهر: هوا کمی تا قسمتی گرم تر و نمناکه ولی هنوز می شه شبهای خوشگل دریا رو بدون نمناکی گذروند....اگه پایه باشه چه بهتر تر!! ...بفشارید.

 

می گه: کجایی؟ می گم: تو سرویس می گه کجا؟ می گم : مگه تو بوشهر رو بلدی؟ می گه: نه!!

 

چند نفر رو می خواستن به دلایلی از کارخونه اخراج کنن منم که دلم دریا کلی تلاش غرغرانه نمودم و اونها رو از اخراجی به اخطاری رسوندم حالا همینا واسم دُم در آوردن!

 

راستی می شه یه نرم افزار خوب واسه تهیه بکآپ از یه سایت به من معرفی کنین؟

 

*چين 'سوشی برهنه' در رستورانها را منع کرد...بفشارید.

 

با پنبه سر می برین؟ (۱۹) ساعت ۱۹:۱۳ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
داستان
فتوبلاگ

هوای پریدن آبی بود.
شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

پرهای پرواز دستان توست

عاشق که باشی

هوای پریدن آبیست

عاشق تر که شوی

محو می شوی

دوست داری بیشتر راه بروی

کنار روحی که فراز ابرهاست.

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
mahasta14@gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:

© Copyright weblog 2003