دوست داشتنت 
کودکیست که بغل گرفتنش
آرامم میکند
شلوغترین میدان شهر است
پر از دوره گردهای غم
پر از شادیهای کوچک زندگی
چراغانی شب است به دور گردن من
ملال جشنهای عروسیست
پولیور سفیدیست
که در یک روز سرد میپوشی
دوست داشتنت
کودکیست که در باغ میدود
تورا که دوست دارم
زیباترین زن این شهر
منم
قدم بلند میشود
و مهربانیام بیانتهاست...»
زينب صابر
آواز عابری غریب
نکته مدیریتی: راز اگه رازه به هیچکی نگین، حتی شما دوست عزیز!
روزانه یک: دارم از شرکتی که نزدیک 5 ساله اونجا کار می کنم می رم، اوایل که رفتنم قطعی شد ، حسی داشتم که حالا که همه کارها روی روال افتاده و راست و ریسه دارم می رم و حیفه واز این حرفا ، اما این روزها یه اتفاقاتی داره می افته که وقتی برم با کینه می رم و پشت سرم هم نگاه نمی کنم .اینا رو می نویسم که یادم باشه من توی این کارخونه بیش از 50 درصد مواقع به جای دو نفر کار کردم ، بارها مسافرتم رو به کوتاه ترین زمان رسوندم که به کارم لطمه نخوره ، حرص خوردم ، حتی اشک ریختم اما الآن چه برخوردی می کنن...البته می خندم باید بخندم چون می دونم حداقل توی دورانی که خودم بودم مفیدترین بودم و بهترین ها رو هم برای کارگرها هم برای منافع شرکت خواستم.
روزانه دو: می خواستم وقتی رفتنم قطعی می شه بدون ایجاد شایعات برم . نشد البته ، اما یکی از شایعاتش بامزه بود که من می خوام برم کانادا ....
روزانه سه:استرس این روزها ، نگرانی های کارم ، کار جدیدی که هنوز ندارم ، زندگی جدید ،محل جدید، بستگان جدید، روابط جدید، تنهایی های خودم و والدینم ، دلتنگی ها ی آشکار و نهان و .... قاط زدم اما سعی می کنم به روی خودم نیارم به همین دلیل مرتب به روی معده ام ، میارم!!!
روزانه چهار: تصمیم گرفتم ، پاش هم می ایستم .باید. مثلا من روز 16 شهریور امتحان دارم و نوا 15 شهریور انتخاب واحد من بوشهر اون تهران... از همون اول حالشو می بریم ...وقتی گفت یه خبر بد.... و فهمیدم اینه..خندیدم و گفتم چه اشکال داره ....باورم نمی شه این منم حتی در حد حرف!!!
روزانه پنج:یه عالمه کار و فکر و فکر و کار دارم ولی نشستم وبلاگ میخونم. گمونم این قانون بعضی وبلاگنویساست ، وقتی بیشتر کار دارند بیشتر وبلاگ می خونن، کمتر کار می کنن.
لینکانه:
هف کردن hofدر زبان بوشهری...بفشارید.
فلسفه وجودی میکروسکوپ...بفشارید.
اینم یه سالگرد رومانتیک(البته تاریخش مربوط به سال قبله اما ...)...بفشارید.
فال فندق:
از من جدا مشو که توام نور دیده
آرام جان و مونس قلب رمیده