گل گلدون من، شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده پرواز
گل شب بو دیگه شب بو نمی ده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشه ی آسمون پر رنگین کمون
من مث تاریکی تو مثل مهتاب
گل گلدون من،ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
آسمون آبی می شه
اما گل خورشید رو شاخه های بید دلش می گیره
شعر:فرهاد شیبانی
نکته مدیریتی:وقتی عصبانی هم می شین یه کم به خودتون فرصت بدین مطمئنم توی اون لحظه هم فرصتی واسه خندیدن هست حتی اگه اون فرصت دیدن قیافه ی خودتون باشه!
نکته مدیریتی :نمایشنامه های سوژه وبلاگتون رو در لحظه ی ایجاد ، یادداشت کنید..می پره ها!
تهران که بودم به طور خیلی خاصی کنسرت خیلی خاصی از خانم سیمین غانم دعوت شده بودم ...نشد که برم فقط چون مرخصی نداشتم...جای من خالی بود می دونم مگه نه بچه ها؟
گاهی نمی شه نه به خاطر اینکه نمی شه، به خاطر اینکه نمی خوای...خیلی زحمت کشیدم که بخوای و باز بشه ولی باز نخواستی ، دیگه هم هیچ وقت نمی شه...فقط کاش حسرتش به دلت می موند که اونم نمی مونه !
بزرگ می شیم هممون! منم یه روز کلاس پنجمی بودم با یه جفت کفش زرد و یک دست مانتو شلوار طوسی! الان که میگلچه رو می بی نم یادمه به اون روزا که خیلی کوچولو بودن ، امروز گلچه صداشو بچه گونه می کنه و منو بغل می کنه و می گه عشیشم! می گل هم واسم شعر می سرایه فی البداهه..چه کیفی داره...حتی نمی تونم از دستشون چت کنم...هر دوشون باسوادن و با صدای بلند پینگیلیش های منو می خونن!
خدای مهربونم از اینکه دعام رو شنیدی و یه کم هوا رو بهتر کردی ازت ممنونم. تنکس گاد.
*سیمین غانم می خونه :آسمون ابری می شه ، اما گل خورشید ، رو شاخه های بید ، دلش می گیره ، دره مهتابی می شه اما گل مهتاب ، از برکه های خواب ، بالا نمی ره، تو که دست تکون می دی ، به ستاره جون می دی ، می شکفه گل از گل باغ ، وقتی چشمات هم میاد ، دو ستاره کم میاد ، می سوزه شقایق داغ .