جستجو در وبلاگ:


۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۰

● لينک‌های همسایه


● لينک‌های ورودی
sbodyhob.hit.bg
emadd.com
mnsrjes.pe1.de
ondietlog.hit.bg
musewsa.v0r.org
justladywu.free.bg
mdtkfyla.keep.pl
missfitlz.free.bg
golodaemzi.geklappt.de
dhaertjs.hit.bg

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۷۶۱ بازديد
ديروز: ۱۶۹۰ بازديد
اين ماه: ۳۳۹۱۹ بازديد
از ابتدا: ۱۲۷۳۹۰۱ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۱۹ آبان ۱۳۸۵ .
سرمست .

هنگامه شکوفه نارنج بود و ، من

با یاد دست های تو،

                      -سرمست-

تن را به آن طبیعت عطرآگین

جان را به دست عشق سپردم.

 

با یاد دست های تو،

                          ناگاه!

مشتی شکوفه را

بوسیدم و به سینه فشردم.

                                     فریدون مشیری

 

نکته مدیریتی اول:بزرگی به سن نیست، بعضی از کم سن ها از زیاد سن ها ! عاقل ترن.

 

نکته مدیریتی دوم:می گن از این ستون به اون ستون فرجه، حتمن هست ، یه امتحانی بکنید!

 

روزانه یک:از امریکا آمده بعد از 5 سال از بعضی چیزها گله می کنه یکیش اینه که رفته یه عکاسی که برای کارت ملیش عکس بگیره طرف با بی احترامی گفته کت بپوش !! می گه باید می گفت :لطفا این کتو بپوش! راست می گه عده ای هنوز یاد نگرفتن ، کاش بعضی از فروشنده ها ، بعضی از کارمندها و ... یاد می گرفتن با ارباب رجوع مودبانه حرف بزنند.فرهنگ برخورد با طرف مقابل رو عده ای ندارند!( و عده ای دارند!)

 

روزانه دو:هیچ کدوم از دانشجوها به موسسه خبر ندادن که ترم بعد هم هستیم ، موسسه هم ترم جدید رو لغو کرده! البته تقصیری هم نداره ، وقتی یکی که می خواد بیاد خبر نده یکی هم که نمی خواد بیاد خبر نده ،موسسه هم هر کی پول بده رو حساب می کنه! فرهنگ این کار رو هم باید یاد بگیریم.

 

روزانه سه:یکی از کارگرهام چند وقت پیش با لحن بدی به من گفت :شما طرز فکرتون رو باید عوض کنین! من که هم بهم برخورده بود هم نمی خواستم قضیه کش دار بشه بهش گفتم اولا درست صحبت کن دوما طرز فکرم به خودم مربوطه .بعد از اون با اینکه می تونستم ،تو دهنش نزدم تا یه فرصت مناسب.کم کم یه قضیه ای شد که بهم مدیون شد و کمی بعدش یه گلدون گل برای قدردانی بنا به گفته خودش هدیه آورد برای من.من هم که هدیه ها رو خونه نمی برم همونجا گذاشتمش .هر کی میاد به اتاقم ( همه از جنس و مدل همون کارگرن) می گن "چه گل با کلاسی".من و همکار جدیدم که دختریه از خودم خنده رو تربه اسم سپید ، (و بیشتر از جنس منه تا بقیه همکارها و کارگرها) با گفتن این جمله پقی می زنیم به خنده.حالا هم یه مسابقه گذاشتیم:هر کی در طول روز از عبارت"چه گل با کلاسی " بیشتر در صحبت هاش استفاده کنه برنده می شه و در آخر هفته یه زانتیا از جیب خرزو خان بهش جایزه می دیم!

 

روزانه چهار:اگه می خوای بری تهران برای کار بهتر ، خدا به همرات ، ولی جات خالی می شه ها. توی پرانتز دوستم خواب دیده بود که خواهرمن یه پسر کوچولوی خوشگل داره ، نکنه تعبیرش همینه!!!

 

روازنه پنج: می گم خسته شدی صب تا حالا گرفتار ثبت نام بودی ها ، اما می گه:ارزشش رو داره نه؟

 

روزانه شش:قدر مامان و بامون رو می دونیم؟اونها ستاره های آسمون ما هستن که با بزرگ شدن ما شکسته می شن.خدا اون روزی رو نیاره که به بچه هاشون محتاج بشن و بچه ها از اونها غافل!آمین. بفشارید.

 

لینکانه: 101 راه برای ذله کردن پدر و مادرها  ...بفشارید. و بفشارید.

اگ نارحتی قلبی دارین یا جنبه ندارین اینو نیبنین! بفشارید.

گفت وگو باآرزو شيخ اكبرى دارنده مدال طلاى مسابقات بوداپست...بفشارید

گوگل داش مشدی می شه...  .... و ... حاج آقا گوگل از رویو

 

 

فال فندق:

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

 

نعمت فردوس شما را! (۱۰) ساعت ۱۲:۵۲ لينک
۱۶ آبان ۱۳۸۵ .
تا بیایی .

در سکوتی پر هیاهو

در کنار بیقراری

دست به دست مهربانی

زیر مهتاب محبت ، رو به باغ

می نشینم تا بیایی.

می نشینم تا سکوتم با صدای گرم تو تنها شود

می نشینم تا که روزی زیر مهتاب نگاهت

شعری از اعجاز آن مهتاب بی همتای رویایی

بگویم.

روبه روی باغ رویا، باغی از بودن بسازم

ای همه معنای بودن، می نشینم تا بیایی.

                                                          سپیده فتحی

 

نکته مدیریتی اول :وفتی فکرش نمی کنی ، همون خبر خوبه که یک سال منتظرشی ، می رسه.

 

نکته مدیریتی دوم: توی لحظات خوشحالی خدا رو فراموش نکنین.

 

روزانه یک : هوا نمناکه یواشکی بارون میاد زمین رو خیس می کنه ، بوی خوش پخش می کنه و می ره... اما هوا گرمه.امروز 16 آبانه و کولر روشنه! ننه سرما بازم نمی خوای بیای؟

 

روزانه دو: برای نمی دونم چندمین بار کتاب دزیره رو دارم می خونم و برای اولین بار اخساس کردم که برگشتن دزیره از سوئد به خاطر عشقش به ناپلئون بوده!!! عشق جوانیش!!

 

روزانه سه: امروز یه کم خوب شدم! از پنج شنبه تا حالا از خوشحالی رو پام بند نیستم. خدایا همه ی دل ها رو خوشحال بنما.آمین.

 

روزانه چهار:راستی می دونستی اومدی معجزه کردی؟

 

روزانه پنج: این فقط برای ماندن آخرین خاطره خوب از من بود..می خونی اینو؟

 

لینکانه:

نواع خنگولیت در امتحان ریاضی!بفشارید.(نمی دونم از کجا برش داشتم.)

 _فیلم "پل‌های مدیسون کانتی" و شرح از زیتون جان...بفشارید.

 

ویش: خدایا شکرت n  بار.

 

فال فندق:

شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا

بر منتهای همت خود کامران شدم

 

اومدی معجزه کردی... (۱۴) ساعت ۱۸:۳۲ لينک
۰۸ آبان ۱۳۸۵ .
عطر دیدار تو .

و چه زیبا بودی

لحظه ای را که من از پنجره چشمانم

به تو می گفتم ماه

خواهش پنجره آغوش به روی تو گشاد

خانه از شوق به خود می بالید

نور درآغوش همین پنجره باز اتاق

چه فریبا لغزید

بوی یاس

عطر دیدار تو در خلوت من

توی یک آینه صد چندان شد.

                                      شادمان کشکولی

 

نکته مدیریتی: از تعطیلی غیرمنتظره ، نهایت استفاده را ببرید.

 

روزانه یک :عیدتون که مبارکه و عبادت اونایی که مکلف بودن قبول باشه و تعطیلات خوش گذشت ، خصوصا که گل و گلدون جمع بودند.

 

روزانه دو :می گه یه سیب کرمو! همه ی سیب ها رو کرمو می کنه ، بعد خودش سیبه رو می اندازه دور و کرمه رو توی سبد سیب ها نگه می داره! آخه شخصی با این بینش مهندس مکانیک می تونه باشه؟...بلا به دور!

 

روزانه سه: صدای طبل بی عاری میاد؟ خوش صداهه نه؟

 

روزانه چهار: یه معلمی هست که ادبیات درس می ده ، اونوقت به mohem ، می گه mohom   و به sokhan  می گه sekhan.... شک کردین؟

 

روزانه پنج : یه بارونی بود تو راه بوشهر از کارخونه که می اومدم...توی شهر هم یه کمکی بارون زد یه هواییه ...

 

روزانه شش: همین احترام گذاشتنتو دوست می دارم!

 

فال فندق:

آنچنان منتظرم در ره شوق

که گر او زود بیاید دیر است.

 

دیر یا زود؟مسئله این نیست (۱۴) ساعت ۱۷:۳۸ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
داستان
فتوبلاگ

هوای پریدن آبی بود.
شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

پرهای پرواز دستان توست

عاشق که باشی

هوای پریدن آبیست

عاشق تر که شوی

محو می شوی

دوست داری بیشتر راه بروی

کنار روحی که فراز ابرهاست.

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
mahasta14@gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:

© Copyright weblog 2003