|
می گه :سيستم خود ديواری فعال می گم:ها؟ می گه:ببين من دو ساعته دارم باهات حرف می زنم ، توضيح می دم ، شرح می دم ، اصلا تو متوجه نمی شی ، قصد هم نداری که توجه کنی . اين طوری من احساس می کنم ديوار شدم که بهم توجه نمی کنی . می گم:ها! چی؟ اين گفتگو ما بين من و آقای برادر صورت گرفت. *** می گن :خيرو اصلا درست کار نمی کنه نه به موقع کارهای خونه رو انجام می ده نه به حياط می رسه ... اصلا موجود مثبتی نيست واقعا اعصابمون رو خورد می کنه. می گم:ببخشيدا ، خيرو ، تقسيم هم نيستا. *** خواستی که با تمام حوصله تارهای روشن و سفيد را رشته رشته بشمری گفتمت که دست های مهربانيت در ابتدای راه خسته می شوند دفتر مرا ورق بزن! نقطه نقطه حرف حرف واژه واژه سطر سطر شعرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن!
|