بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها هجری و شمسی همه بی خورشیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز همین لحظه همین دم عیدند . قیصر امین پور
روزانه یک: یه پست کامل رو توی ورد تایپ کردم و بعد یه جا سیوش کردم که نمی دونم کجاست!
روزانه دو: همه ازش تغریف می کنند.روحش شاد باشه.
روزانه سه:دور همیم و درمورد لهجه ها و زبان های مختلف به قول هانی زبان و فرهنگ شناسی حرف می زنیم کلی کلمه جدید یاد می گیریم و درآخر درحالیکه هممون قاطی کردیم کلمه توت را صرف می کنیم "توت –تیت-تات"
روزانه چهار:قدمیا همه خانواده ها دلشون پسر می خواست تا اسم خانواده رو ادامه بده و اینا الان همه دختر می خوان...چه عزیزه این دختر!
روزانه پنج: دارم کتابهامو جمع می کنم ...دلم برای پائولو ، هری پاتر... شعرهام...اسکارلت...تنگ می شه...
روزانه شش:تلفنی کلی حرف می زنیم..بهش می گم اگه ببینمت حرفامون تمام نشده باشه می خنده می گه نه نگران نباش...دوسالی هست ندیدمش! مریمو می گم که تازگی خاله شده.----دیدمش!
فال فندق:
مرا بر نازنینان این نوید است
که پایان شب غم ها سپید است
مترس از شام تار آسوده دل باش
چراغ روشن فردا امید است. مهدی سهیلی